در این روزهای جنگزدهی ایران توجه به سلامت اعصاب و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. جامعهی ایران پیش از این هم آسیبدیده بود و اکنون باید رسیدگی مضاعف باشد. همهی روانها و همهی انسانها یکی نیستند و واکنشها در مواجهه با ترامای جنگ متفاوت است؛ حتی برخی در چنین موقعیتهایی رشد میکنند. برای بررسی و مشاورهی سلامت روان توجه به تفاوتهای فردی اهمیت چشمگیری دارد و نباید از آن غافل شد. در این مطلب در دو بخش به روان و چگونگی حفظ سلامت آن در شرایط بحرانی خواهیم پرداخت. نخست آسیبها و ناجوانمردیهایی که بر روح و روان ایرانی تحمیل میشود بررسی میکنیم و سپس فرد به فرد را تفاوت قائل شده و طالب نسخهای متفاوت برای هر انسان متفاوتی هستیم.
علاوه بر توجه و احترام به تفاوتهای بینفردی، احترام به تعارضهای درونفردی نیز حائز اهمیت است. ولی تعارضهای درونفردی یعنی چه و چگونه میتوان آنها را ارج نهاد؟
گرههای درونی

مغز انسان در تمام کهکشانهای شناخته شده و روی زمین، پیچیدهترین قطعهای است که شناخته شده و علم بر آن صحه گذاشته است. تعداد یاختههای عصبی، تعداد پیوندهای موجود، جریان ناقلهای عصبی جاری، سیستم تفکیک خون و جدارهی نازک مغز و سایر ابعاد مغز همگی از پیچیدگی بینهایت آن حکایت دارد. آیا نمیتوان در چنین مغز و روح پیچیدهای، دو تفکر متعارض داشت؟ آیا همواره و همیشه، حتی در شرایط بسیار پیچیده و بحرانی، باید تکبُعدی بود؟ باید سرراست و صاف بود؟ آیا ما محکوم به آنیم که همیشه تفکرات پیچیدهی خود را در ظرفی قابل فهم برای مخاطبان بریزیم؟
گرههایی که در مغز انسان حاصل میشود ناشی از همزمانی دو یا چند فکر متعارض است. شما حق دارید از جنگ و موفقیت نظامی کشور خود لذت برده و حمایت کنید و همزمان خواهان صلح، آرامش، پیشرفت، رفاه و شکوفایی اقتصادی باشید. لازم نیست برای سادهسازی این معادله دچار وادادگی شویم و یکی را حتما فدای دیگری کنیم. حتی در شرایط بحرانی و در جایگاه تصمیمگیری بسیار سنگین هم فردی که به این گرههای فکری خود آگاه است تصمیمات بهتر و قویتری میگیرد. اگر از فکر به ابعاد و سطوح مختلف قضیه و زوایای دردناک آن پرهیز کنیم، در مواجهه با مشکلات و شدائد دچار ضربات روحی سهمگینی خواهیم شد. و ضربات روحی رحم نخواهند کرد، شما را دچار ناهمخوانی شناختی ساخته و هرچه آنها را به زیر فرش هدایت کنید، آشغالهایی نیستند که پوف شده و ناپدید شوند. شاید بهتر باشد در این زمان بحران جنگی و اقتصادی، روزی ۱۰ دقیقه تنها نشسته و زشتیها و چرکهای مغز خودمان را بر روی کاغذ بیاوریم. ما ملت سختیکشیدهای هستیم و جهان ناجوانمردانه رفاه و آرامش را از ما دریغ کرده است؛ بد نیست در این نبرد روح و روانی نیز بجنگیم، پس نکشیم و حال که با باتلاق سختیها مواجهیم، امیدوارانه به دل آن بزنیم: ولی به دل باتلاق فقط با امید نمیتوان رفت. باتلاق ابزار میطلبند، دست و پای بیفکر زدن مستغرق خواهد ساخت ما را و تامل، گفتگو و هضم تفکرات ضروری است.
ناهمخوانی شناختی چیست؟
نیاز به هماهنگی باورها
مردم به این احساس که حرفشان یکی است و در باورهایشان هماهنگی وجود دارد نیاز دارند. چقدر ساده از کودکی ما را فریب دادند؟ «حرف مرد یکی است»
ما فریب خوردیم و رنج بردیم، شاید دیگر کافیست. داشتن همزمان دو عقیدهی متناقض باعث میشود فرد از نظر روانشناختی دچار مشکل شود و مردم در بیشتر مواقع برای از بین بردن هرگونه ناهماهنگی، نظرشان یا رفتارشان را تغییر میدهند. این تمایل اساس ناهمخوانی شناختی است. نیاز به احساس هماهنگی یکی از بزرگترین نقاط ضعف ما در مقابل متخصصین متقاعدسازی است.
روانشناسی ماشینی و سیستمهای پیچیده و پویا
در روانشناسی ماشینی سعی ما بر آن خواهد بود که طریقت جدیدی در درک انسان به عنوان سیستمی پیچیده بگشاییم. سیستمهای پیچیده، مهندسیشده و پویا به دلایل مختلف و متعددی خراب میشوند، یکی از آنها بکارگیری سیستم در جای نادرست است. اگر شما با دریل و متهی مخصوص دیوار گچی قصد سوراخکاری بر فلزات داشته باشید خراب میشود. اگر در اکسترودر پلاستیک، دستگاهی که با حرارت و فشار دانههای پلیمری را به نواری مذاب تبدیل کرده و برای مراحل بعدی ساخت مواد پلاستیکی آماده میکند، چوب بریزید دستگاه خراب میشود و گیرپاژ میکند. اگر با کامپیوتری که برای تماشای فیلم بهینه شده، انیمیشن بسازید داغ میکند. با همین قاعده میتوان گفت اگر انسانی که برای شطرنج پتانسیل دارد را در قسمت عمیق استخر بیندازید، شنا نخواهد آموخت، بلکه از آب خواهد ترسید. بله؛ میتوان از هر انسانی شناگر ساخت. به شرط آنکه زمان کافی داشته باشد و چه کنیم که عمر ما کوتاه است. شما میتوانید با تمرکز بر گروه معدودی از عضلات مغزی، روحی و جسمی آنها را تغییر داده یا ورزیدهتر کنید. این کارها زمانبر است و عمر ما کوتاه است. انسانی که استعداد ذاتی در صمیمیت با آب ندارد، باید از قسمت کمعمق استخر شروع کرده و با سرعت خود، آهسته و پیوسته، به قسمت عمیق و یادگیری شنای پروانه برسد. در روانشناسی نیز چنین است. اگر فرزندی درونگرا دارید و حقیقت او، درونگرایی او و ارزش درونگرایی او را محترم نمیشمارید، بلکه اصرار دارید با حضور او در جمعهای شلوغ از او فردی «اجتماعی» بسازید، فقط او را بیشتر فراری خواهید داد. او باید اجازه داشته باشد از قسمت کمعمق اجتماع، جمعهای دو سه نفره و مهمانیهای کوتاهمدت شروع کند تا راه و روش خود را بشناسید، عضلات اجتماعی خود را با دمبلهای یک کیلویی، دو کیلویی و نهایتا ۱۰ و ۲۰ کیلویی بسازد.
دینامیک سیستمها
در مهندسی صنایع، در مهندسی سیستمها و البته در مدیریت کسب و کار سیستمهای پیچیده و دینامیک (پویا) را بررسی میکنند. این سیستمها شبکههایی از عوامل متعدد و مختلف هستند که بر هم اثر میگذارند. این آثار گاه فوری و گاه با تاخیر زمانی حادث میشود. عموم شبکههای مذکور در اقتصاد، الگوهای زاد و ولد، رفتار دستهها و مسائل بسیار پیچیدهی زیست محیطی مورد بررسی قرار میگیرند. از جمله نرم افزارهایی که برای این بررسیها به یاری خواهد آمد نرم افزار مشهور Vensim است.
اما آیا انسان هم سیستمی پیچیده نیست؟ انسان هم ماشینی تکامل یافته در طول میلیونها سال نیست؟ انصاف را رعایت کنیم، این ماشین تکاملی میلیاردساله دارد و مغز آن پیچیدهترین قطعهی شناخته شده در جهان هستی است. چرا انسان را سیستمی پویا نمیشماریم و درون او را با نرمافزار Vensim نمیکاویم؟ کار مطالعاتی سنگینی است، اما برای شروع انسان را مشابه ماشینی صنعتی خواهیم کاوید.
تحصیلاتم علوم رفتاری بوده و در تجارت ماشین آلات صنعتی فعالیت میکنم. عجب تناقضی! ولی آیا اینطور است؟ این دو دنیا در ظاهر فضاهایی کاملا متفاوت به نظر می آیند، کافیست با چهار نفر از فعالان صنعتی ملاقات داشته باشید تا بدانید هیچگونه، مطلقا هیچگونه، شباهتی با اتاقهای روانکاوی و مبلهای تختخوابشو نخواهید یافت.
کاشان نیوز: چند روز پیش مطلبی در مورد ماشینی، کمپرسور اسکرو ، در وبسایت کاشان نیوز خواندم که ویژگی خاصی از آن با روحیهی خودم همخوانی داشت و این تشابه به ریشهی مغزم چسبید و از آن روز خواب از من ربوده است. کمپرسور اسکرو نوعی از کمپرسور هوا یا گاز است که با روتورهای پیچ در پیچ خود هوای ورودی را گیر انداخته، فشرده میکند و از سمت دیگر بیرون میدهد. به طور کلی کمپرسور هوا ابزاری است که انرژی را به شکل هوای فشرده و در باتریهایی با نام مخزن هوای فشرده ذخیره میکند تا بعد مورد استفاده قرار گیرد. کمپرسور انواع مختلفی دارد، هرکدام به شکلی این عمل فشردهسازی را انجام میدهند، برخی فشار بیشتری داشته و برخی حجم بیشتری هوا بیرون میدهند. همچنین برخی از آنها نیاز به استراحت دارند، در حالیکه مدلهایی چون کمپرسور اسکرو برای کار مداوم ساخته شده اند.
کار پیوستهی کمپرسور اسکرو

کار پیوستهی کمپرسور اسکرو را از قبل میدانستم؛ این ماشینهای تنومند برای کار در معدن فوق العاده هستند. اما مطلبی خواندم که از قبل نمیدانستم. کمپرسور اسکرو اگر زیاد با دور پایین کار کند خراب میشود. ماشینی که برای کار پیوسته طراحی و بهینه شده است، در صورت زندگی ریلکس، دچار تجمیع رطوبت، افت کیفیت روغن و به مرور زمانی فرسودگی و فروپاشی میشود. این خرابی نه در اثر فشار زیاد، که دقیقا در اثر نبود فشار کافی رخ داده است.
اینجا بود که سوالی شکل گرفت: آیا بعضی از انسانها هم شبیه همین ماشینها ساخته شده اند؟ وقتی شخصی با استرس فراگیر و مزمن به ما مراجعه میکند واکنش طبیعی ما دعوت به آرامش است. تجویز آرامبخش، گل گاو زبان، خواب بهتر، دوری از فشار زیاد، همه و همه، احتمالا شکل خطرناکی از فرسودگی را به ارمغان خواهد آورد.
شخصیت و سیستم مکانیکی
مدل شخصیتی ویژگیهای پنجگانه

دهها هزار نفر شخصیت خود را توصیف کرده اند، ویژگیهای مختلف در خوشههای مختلف عصارهگیری شدهاند و عصارهی نهایی که بارها در تحقیقات مختلف تکرار شد وجود پنج شاخهی فرافرهنگی را تایید کرده است. گشودگی در برابر تجربه، وظیفهشناسی، برونگرایی یا درونگرایی، موافقخوانی و عصبیت.
گشودگی در برابر تجربه بالاتر به معنای انعطاف بالاتر، پذیرش افکار متنوع، رویاپردازی و خلاقیت بالاتر است. وظیفهشناسها را همه میشناسیم، تمیز، مرتب، منظم و سختکوش هستند. میان پنج ویژگی گفته شده بیشتر از همه در مورد برونگرایی تحقیق شده و تعاریف گوناگونی هم دارد. به طور خلاصه افرادی که از روابط اجتماعی لذت برده و انرژی میگیرند، برونگراترند. افراد درونگرا به محرکهای بیرونی حساستر بوده و راحتتر خسته میشوند.
موافقخوانها و مخالفخوانها را میشناسیم. موافقخوانها مهربانتر و مردمدارترند و برای مدیریت مهدکودک ایدهآل محسوب میشوند. اما مخالفخوانها وکیل مدافع شیطانند. آنها به خوبی میدانند از زندگی چه میخواهند و چندان اهمیتی به درک خواستههای دیگران نمیدهند. در نهایت ویژگی مشهوری داریم که همواره بوی منفی میدهد، عصبیت. عصبیها هشیارترند، سریعتر از جا میپرند، همیشه بر لبهی مبل نشسته و آمادهی اقدامند. از طرف دیگر این افراد بیشتر افکار و احساسات منفی تجربه کرده و نگرانند.
نگاه ماشینی
ایران مهد مهندسان است. در ایران دههها علوم انسانی تحقیر شده و حقیقت را به شکل پدیدهای ماشینی میبینیم. گویی حقیقت میزی چوبی است که نجار دقیقا میداند از چه جنس چوب، چند پیچ و چند پایه ساخته شده، چه رنگی خورد و حتی چقدر استحکام دارد.
در عالم واقع حقیقت این نیست. بحث امروز را در نظر بگیرید: شخصیت. قلعهای باستانی را فرض کنید که هیولایی بر آن هجوم آورده است. هیولا در مقابل درب قلعه ایستاده و ما ترسان از پنجرههای برجهای مختلف قلعه آن را نظاره میکنیم. هرکدام زاویهای از آن را میبینیم، هرکدام سطح مقطعی و شکلی را میبینیم و فکر میکنیم تمام هیولا را شناخته ایم. اما اینطور نیست. لنزهای مختلف ما درجات مختلفی از حقیقت هیولا را برملا میکند، همین، نه بیشتر.
شخصیت نیز با مدل پنجگانهی گفته شده تا حدی توصیف میشود، اما ده ها مدل دیگر هم در توصیف آن حائز اهمیت و ارزشمند هستند. تازه هرکدام از همین مدلها هم درجات مختلفی از تردید و احتمالات دارند. ۱۰ سال پیش تحقیقی با عنوان مهندسان جهاد نشان داد که داعش پر شده از کسانی که در شاخههای مهندسی درس خوانده اند. مطالعات دینی و علوم محض دیگر شاخههایی بودند که پس از مهندسی رتبههای دوم و سوم را داشتند و خبری از تحصیلکردگان علوم انسانی که واقعیت را خاکستری ببینند نبود. اکنون ایران پر از مهندس است. مهندس زیاد تربیت کردیم و تفکرات خطرناک صفر و یکی در ذهن صلب ما ایرانیان ریشه کرده است.
مزایای نگاه ماشینی

ولی روانشناسی ماشینی مزایایی هم دارد. شما فردی بسیار مضطرب هستید که نزد روانشناسی رفته اید. روانشناس پنج سال، هر هفته شما را ویزیت کرده، پای حرفهای شما مینشیند. کودکی را میکاوید، حتی آرامبخش برایتان تجویز میشود. اما هیچ پیشرفتی نمیکنید. حتی اگر دیگر مضطرب نباشید، فردی پوسیده، بی رمق و بی انگیزه خواهید شد. اگر ذات شما را عصبی سرشته باشند، حتی در ۴۰ سالگی هم چندان دور نخواهید رفت. زبان مکانیکی چندین مزیت دارد:
۱. قضاوت اخلاقی را حذف میکند. ما کمپرسور اسکرو را قضاوت نمیکنیم. میدانیم که این سیستم برای کار پیوسته و مفید ساخته شده است. ما برای کمپرسور اسکرو آرامبخش تجویز نمیکنیم.
۲. به جای «تو مشکل داری» میگوییم «سیستم با مختصات اشتباهی کار میکند». این جابجایی نگاه از رویکرد مقصرمحور به رویکردی چارهمحور هم هست.
۳. برای ذهنهای فنی، مهندسی و اجرایی بسیار قابلفهمتر است. من ابتدا مهندسی خوانده و سپس برای کارشناسی ارشد به علوم رفتاری رفتم. خانوادهام همگی مهندس هستند. لحظهی نخستی که فهمیدم اگر پیوسته در آرامش بوده و با فشار کم کار کند، کمپرسور اسکرو خراب میشود، نقطهای در اعماق مغز مهندسیم نوازش شد.
به جای اینکه به فرد نوروتیک و عصبی بگوییم آرام باش و استرس را کم کن. میتوان گفت:
تو یک سیستم پرفشار هستی که مجبورش کرده اند در حالت آنلود و بیکار کار کند. کارهایی پیدا کن و مفید باش، در غیر اینصورت آن فشار به داخل برگشته و درون تو را فشرده میکند.
این تفاوت درک را بهبود داده و شرم را میکاهد. استرس سم است، اضطراب عامل بسیاری از بیماریهای قلبی و عروقی است. نه؟ یعنی شما اشخاص مضطرب و همیشههشیاری نمیشناسید که تا ۹۰ یا ۱۰۰ سالگی به سلامت عمر کرده باشند؟
شاید وقت آن رسیده که به جای تلاش برای اصلاح شخصیت، بر روش استفادهی درست از سیستمها تمرکز کنیم. ماشینها چون بد طراحی شده اند خراب نمیشوند؛ خراب میشوند چون در شرایطی کار میکنند که برایش ساخته نشده اند.

